تحقیق
 
 
تحقیق
 

داستان اصحاب فیل

 

كشور یمن كه در جنوب غربی عربستان واقع است منطقهٔ حاصلخیزی بود و قبایل مختلفی در آنجا حكومت كردند و از آن جمله قبیله بنی حمیر بود كه سالها در آنجا حكومت داشتند .

كشور یمن كه در جنوب غربی عربستان واقع است منطقهٔ حاصلخیزی بود و قبایل مختلفی در آنجا حكومت كردند و از آن جمله قبیله بنی حمیر بود كه سالها در آنجا حكومت داشتند .

 
ذونواس یكی از پادشاهان این قبیله بود كه سالها بر یمن سلطنت می كرد . وی در یكی از سفرهای خود به شهر « یثرب » تحت تأثیر تبلیغات یهودیانی كه بدانجا مهاجرت كرده بودند قرار گرفت و از بت پرستی دست كشیده ، به دین یهود درآمد . این دینِ تازه بشدّت در دل ذونواس اثر گذارد ، تا آنجا كه پیروان ادیان دیگر را بسختی شكنجه می كرد تا به دین یهود درآیند.


مردم « نجران » ، از شهرهای شمالی و كوهستانی یمن ، كه دین مسیح را پذیرفته و در اعماق جانشان اثر كرده بود ، از پذیرفتن آیین یهود سرپیچی كرده و از اطاعت ذونواس سرباز زدند .


ذونواس خشمگین شد و تصمیم گرفت آنها را به سخت ترین وضع شكنجه كند . به همین جهت دستور داد خندقی حفر كنند و آتش زیادی در آن افروخته و مخالفین دین یهود را در آن بیفكنند . بدین ترتیب بیشتر مسیحیان نجران را در آن خندق سوزانده و گروهی را نیز طعمهٔ شمشیر كرد و دست ، پا ، گوش و بینی آنها را برید . جمع كشته شدگان آن روز را بیست هزار نفر نوشته اند.

یكی از مسیحیان نجران كه از معركه جان به در برده بود ، خبر این كشتار فجیع را به امپراتور روم كه كه به كیش نصاری بود رسانیده و برای انتقام از ذونواس از وی كمك خواهی كرد . امپراتور روم اظهار داشت : نامه ای به نجاشی پادشاه حبشه می نویسم تا وی شما را یاری كند .

نجاشی لشكری انبوه به یمن فرستاد و شخصی را به نام اریاط بر آن لشكر امیر ساخت . اریاط از دریای احمر به كشور یمن رفت . ذونواس لشكری مركب از قبایل یمن با خود برداشته به جنگ حبشیان آمد و هنگامی كه جنگ شروع شد لشكریان ذونواس در برابر مردم حبشه تاب مقاومت نیاورده و شكست خوردند . ذونواس كه تاب تحمل این شكست را نداشت خود را در دریا غرق كرد.

مردم حبشه وارد سرزمین یمن شده و سالها در آنجا حكومت كردند . ابرهه پس از چندی اریاط را كشت و خود به جای او نشست و مردم یمن را مطیع خویش ساخت و نجاشی را نیز كه از شوریدن او به اریاط خشمگین شده بود به هر ترتیبی بود از خود راضی كرد.

 
ابرهه متوجه شد كه اعراب آن نواحی ، چه بت پرستان و چه دیگران ، ‌توجّه خاصی به مكه و خانهٔ كعبه دارند . كم كم به فكر افتاد كه این نفوذ معنوی و اقتصادی مكه ممكن است روزی موجب گرفتاری تازه ای برای او شود . برای رفع این نگرانی تصمیم گرفت تا معبدی باشكوه در یمن بنا كند و تا جایی كه ممكن است در زیبایی و تزیینات ظاهری آن نیز بكوشد و سپس اعراب آن ناحیه را به هر وسیله ای كه هست بدان معبد متوجّه ساخته و از رفتن به زیارت كعبه باز دارد .

معبدی بنا نهاد و آن را قلیس نام نهاد و در زینت آن حدّ اعلای كوشش را كرد ، ولی كوچكترین نتیجه ای از زحمات چند سالهٔ خود نگرفت . ابرهه با خود عهد نمود به سوی مكه برود و خانهٔ كعبه را ویران كرده و به یمن بازگردد . سپس لشكر حبشه را با خود برداشت و با چندین فیل – به قصد ویران كردن كعبه و شهر مكه حركت كرد . اعراب كه از ماجرا مطلع شدند درصدد دفع ابرهه و جنگ با او برآمدند ، ولی در برابر سپاه بیكران ابرهه نتوانستند مقاومت كنند .

همین كه ابرهه در سرزمین « مغمس » فرود آمد یكی از سرداران خود به نام اسود بن مقصود را مأمور كرد تا اموال و مواشی مردم آن ناحیه را غارت كرده و به نزد او ببرند . در میان این اموال دویست شتر متعلّق به عبدالمطلب بود كه در اطراف مكه مشغول چریدن بودند و سپاهیان اسود آنها را به یغما گرفته و به نزد ابرهه بردند . ابرهه شخصی به مكه فرستاد و بدو گفت : از بزرگ ایشان جویا شو . اگر دیدی قصد جنگ ما را ندارد او را پیش من بیاور .

حناطه به شهر مكه آمد و چون سراغ بزرگ مردم را گرفت ، او را به سوی عبدالمطلب راهنمایی كردند و او نزد عبدالمطلب آمد و پیغام ابرهه را رسانید .


عبدالمطلب به نزد ابرهه آمد . و ابرهه از او پرسید : « حاجتت چیست ؟ «


عبدالمطلب گفت : « حاجت من آن است كه دستور دهی دویست شتر مرا كه به غارت برده اند به من باز دهند


ابرهه گفت : « آیا در چنین موقعیت حسّاس درباره چند شتر سخن می گویی ؟
عبدالمطلب در پاسخ او گفت : « من صاحب این شترانم و كعبه نیز صاحبی دارد كه از آن نگاهداری خواهد كرد

  
عبدالمطلب شتران خود را گرفته و به مكه آمد . چون وارد شهر شد به مردم شهر قریش دستور داد از شهر خارج شوند و به كوه ها و درّه های اطراف مكه پناه برند . تا جان خود را از خطر سپاهیان ابرهه محفوظ دارند . از آن سو ابرهه به سپاه مجهز خویش فرمان داد تا به شهر حمله كنند و كعبه را ویران سازند

 .
نخستین نشانهٔ شكست ایشان در همان ساعات اولیه ظاهر شد ؛ فیل مخصوص از حركت ایستاد و هر چه خواستند او را به پیش برانند نتوانستند . در این خلال مشاهده كردند كه دسته های بی شماری از پرندگان كه شبیه پرستو و چلچله بودند از جانب دریا پیش می آیند.

  
پرندگان كه سنگریزه هایی در منقار و چنگال داشتند ، بالای سر سپاهیان ابرهه سنگریزه ها را رها كردند و به هر یك از آنان كه اصابت كرد هلاك شد و گوشت بدنش فرو ریخت . یكی از سنگریزه ها به سرِ ابرهه اصابت كرد و چون وضع را چنان دید به افراد اندكی كه سالم مانده بودند دستور داد او را به سوی یمن بازگردانند.

 
داستان اصحاب فیل از داستانهای مهم تاریخ است كه سالهای زیادی مبدأ تاریخ اعراب گردید و از اموری بود كه بشارت از بعثت پیامبر بزرگوار اسلام می داد و در ضمن ابهّت و عظمت زیادی به قریش داد و سبب شد تا قبایل دیگر عرب و مردم نقاط دیگر جزیره العرب آنان را « اهل الله » بخوانند ، و نابودی ابرهه و سپاهیانش را به حساب « دفاع خدای تعالی از مردم مكه بگذارند.

 
خدای تعالی از زنهای متعددی كه عبدالمطلب به همسری برگزید ، ده پسر بدو عطا فرمود به نامهای : عبدالله ، حمزه ، عباس ، ابوطالب ، زبیر ، حارث ، حجل ، مقوم ، ضرار ، ابولهب .

 
دختران عبدالمطلب نیز شش تن بودند به نامهای : صفیه ، بره ، ام حكیم ، عاتكه ، أمیمه ، أروی .


عبدالله كوچكترین پسر عبدالمطلب بود و زمان ولادت او را برخی ۸۱ سال قبل از هجرت و وفاتش را ۵۲ سال قبل از آن نوشته اند . عبدالمطلب به فرزندش عبدالله بیش از فرزندان دیگر علاقه مند بود و او را بیشتر از دیگران دوست می داشت . این محبّت و علاقه به خاطر بشارتها و خبرهایی بود كه كم و بیش از كاهنان و دانشمندان آن زمان شنیده بود.

 
چیزی كه بشارت كاهنان را تأیید می كرد ، درخشندگی و نور خاصی بود كه در چهرهٔ عبدالله مشهود بود و هر كه با عبدالله رو به رو می شد آن نور خیره كننده را مشاهده می كرد.

 
عبدالمطلب در صدد برآمد تا از یكی از شریفترین خاندان قریش ، همسری برای عبدالله بگیرد . به همین منظور نزد وهب بن عبد مناف بن زهره بن كلاب بن مره كه بزرگ قبیلهٔ بنی زهره بود آمد و دختر او یعنی آمنه را كه در آن زمان از نظر فضیلت و مقام بزرگترین زنان قریش بود . برای عبدالله خواستگاری كرد .


تنها مولود این ازدواج میمون همان وجود مقدس رسول خدا ( ص ) بود .

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 23:4  توسط رضا  | 
 
  بالا