تحقیق
 
 
تحقیق
 

جهنم واحوال جهنمیان

کابینه و هیئت دولت شیطان

شیطان هم مانند شهروندان کشورها رئیس جمهور، دولت و کابینه ای دارد. و کابینه ی او مرکب از بیست نفر است. کارهای خود را با کمک آنها انجام می دهد. برای هر کاری وزیری تعیین کرده، به انحراف کشیدن مردم را به آن کابینه سپرده است. افراد کابینه اش از فرزندان خود او هستند. در هر صبح و شام تخت خود را می گذارد و بر آن می نشیند، افراد کابینه دورش جمع می شوند، او هم دستورهای لازم را به آنها می دهد، هر کس در پی ماموریت خود می رود. اسامی کابینه ی او از این قرار است.

1-وَلها یا وَهان: او مامور طهارت و نماز و عبادت است. او انسان را در طهارت و نماز وسوسه می کند و به شک می اندازد که این نماز باطل است؛ نمازی دیگر شروع کن، وضوی تو ناقص بود، دو مرتبه تجدید کن. گاهی هم در سجده در بدن انسان چیزی می دمد، به طوری که انسان خیال می کند وضوی او باطل شد و مجبور شود دو مرتبه وضو بگیرد.

2-هَفاف: ماموریت دارد که در بیابان ها و صحراها انسان را اذیت کند و برای ترسانیدن او را به وهم و خیال اندازد یا به شکل حیوانات گوناگون به نظر انسان در آید.

3-زلنبور(یا رکتبور): که آن موکّل بازاری ها است. لغویات و دروغ، قسم دروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها زینت می دهد. آنها هم برای این که جنس خود را به فروش رسانند آن عمل را انجام می دهند.

4-ثبر: در وقتی که مصیبتی به انسان وارد می شود، صورت خراشیدن، سیلی به خود زدن، یقه لباس پاره کردن را برای انسان پسندیده جلوه می دهد.

5-ابیض: انبیا را وسوسه می کند. یا مامور به خشم در آوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه می دهد و به وسیله آن خونها ریخته می شود.

اعور: کارش تحریک شهوات در مردان و زنها است و آنها را به حرکت می آورد! و انسان را وادار به زنا می کند.

6-اعور: همان شیطانی است که برصیصای عابد را وسوسه کرد تا با دختری زنا کند و بعد او را به قتل برساند. روزی اعور پیش هود پیغمبر رفت، آن حضرت ضربه ای به چشم او زد، کج شد.

7-داسم: همواره مراقب خانه ها است. وقتی انسان داخل خانه شد و سلام نکرد و نام خدا بر زبان نیاورد، با او داخل می شود و آن قدر وسوسه می کند تا شرّ و وفتنه ایجاد نماید و اهل خانه را به جان هم اندازد. اگر انسان سر سفره غرا نشست و «بسم الله» نگفت با او غذا می خورد. هرگاه انسان داخل خانه شد و سلام نکرد و ناراحتی پیدا شد باید بگوید( داسم، داسم، اعوذ بالله منه)

8-مطرش یا مشوط و یا وشوط: کار او پراکندن اخبار دروغ یا دورغ هایی است که خود جعل کرده، در حالی که حقیقت ندارند.

9-قَنذَر: او نظارت بر زندگی افراد می کند. هر کس چهل روز در خانه خود طنبور داشته باشد، غیرت را از او بر می دارد، به طوری که انسان در برابر ناموس خود بی تفاوت می شود.

10-دهّار: ماموریت او آزار مومنان در خواب است. به طوری که انسان خواب های وحشتناک می بیند، یا در خواب به شکل زنان نامحرم در می آید و انسان را وسوسه می کند تا او را محتلم کند.

11-اقبض: وظیفه او تخم گذاری است. روزی سی عدد تخم می گذارد. ده عدد در مشرق ده عدد در مغرب و ده عدد در وسط زمین، از هر تخمی عده ای شیاطین و عفریت ها و غول ها و جن بیرون می آیند. که تمام آنها دشمن انسان اند.

12-تمریح: امام صداق علیه السلام فرمودند: برای ابلیس- در گمراه ساختن افراد- کمک کننده ای است به نام تمریح وی در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن، وقت مردم را پر می کند.

13-قزح: ابن کوا از امیرالمومنین علیه السلام از قوس و قزح پرسید، حضرت فرمود: قوس و قزح مگو؟! زیرا نام شیطان «قزح» است بلکه بگو «قوس اله و قوس الرحمن»

14-زوّال: مرحوم کلینی از عطیه بن المعزام روایت کرده که وی گفت: در خدمت امام صداق علیه السلام بودم و از مردانی که داری مرض « اُبنه » بوده و هستند یاد کردم. حضرت فرمود: «زوال» پسر ابلیس با آنها مشارکت می کند و ایشان مبتلا به آن مرض می شوند.

15-لاقیس: او یکی از دختران شیطان است و کارش وادار کردن زنان به مساحقه و هم جنس بازی است. او مساحقه را به زنان قوم لوط یاد داد. یعقوب بن جعفر می گوید: مردی از حضرت صادق علیه السلام از مساحقه بازی زن با زن دیگر- پرسید: حضرت در حالی که تکیه کرده بود نشست و فرمود: زن زیر و زن رو- هر دو ملعون اند. پس از آن فرمود: خدا بکشد لاقیس دختر ابلیس را که چنین عمل زشتی را برای زن ها اورد. آن مرد گفت: این کار اهل عراق است؟ حضرت فرمود: سوگند به خدا که این عمل در زمان رسول خدا(ص) بود قبل از آن که در عراق باشد.

16-مُتکَوِّن: شکل خود را تغییر می دهد و خود را به صورت بزرگ و کوچک در می آورد و مردم را گول می زند و به این وسیله آنان را وادار به گناه می کند.

17-مُذَهّب: خود را به صورت های مختلفی در می آورد، مگر به صورت پیغمبر و یا وصی او. مردم را به هر وسیله که بتواند گمراه می کند.

18-خنزب: بین نمازگزار و نمازش حایل می شود، یعنی توجه قلب را از وی برطرف می کند. در خبر است که عثمان بن ابی العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول(ص) عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت من حایل می شود- یعنی حضور قلب را از من می گیرد- حضرت جواب داد: نامش شیطان خنزب است . پس هر زمان از او ترسیدی به خدا پناه ببر.

19-مِقلاص: موّکل قمار است. قمار بازها همه به دستور او رفتار می کنند. به وسیله قمار و برد و باخت اختلاف و دشمنی در میان آنان به وجود می آورد.

20-طَرطَبه: یکی از دختران آن ملعون می باشد. کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازی را به آنان تلقین می کند.

با توجه به مطالب فوق به دست می آید که ابلیس به صورت یک فرمانده ویران گر که نقش فرماندهی را به عهده دارد فرمان میدهد و بچه هایش در اجرای دستورات او می کوشند و با تلاش ها و تغییر شکل ها ی مختلف، جوامع انسانیرا به بدبختی می کشانند.

( سفینة، ج 1، ص100؛ شیطان در کمینگاه، ص119)

 

شدت آتش جهنم

امام صادق علیه السلام می فرمایند: ان نارکم هذه جزء من سبعین جزءا من نار جهنم و قد اطفئت سبعین مرة بالماء ثم التهبت و لو ذلک مااستطاع آدمی ان یطیقها(بحار الانوار جلد۸ مبحث جهنم)

یعنی آتش دنیا یک جزء از ۷۰ جزء آتش جهنم است، آتش جهنم ۷۰ بار با آب خاموش شده سپس شعله ور گردیده تا شده آتش دنیا و اگر چنین نبود هیچ انسانی طاقت تحمل آتش را نداشت. یعنی حتی نمی توانست در کنار آتش قرار گیرد.

مارهای جهنم

جهنم هفت در دارد و در هر دری هفتاد هزار کوه است و در هر کوهی هفتاد هزار شعبه است در هر شعبه ای هفتاد هزار وادی است و در هر وادی هفتاد هزار شقه است و در هر شه هفتاد هزار خانه است و در هر خانه هفتاد هزار مار است که بلندی هر مار به اندازه سه روز راه است و نیشهای آنها به اندازه درخت خرماست؛ این مارها به انسانها حمله می آورند و می درند و گوشتهای بدن ایشان را متلاشی میکنند. اهل عذاب با مشاهده ی این مارها به نهارهایی از اتش که در روی زمین جهنم در جریان است و مملو از زهر مار و عقرب است پناهنده می شوند و خودشان را به درون این نهرها می اندازند؛ این نهرها هم به قدری عمیق هستند که اهل عذاب وقتی داخل این نهرها افتادند ۷۰ جریف پایین می روند و هر جریفی ۷۰ سال راه است.

(کفایه الموحدین، مبحث نار)

پرتاب از کوه در جهنم

سأُرْهِقُهُ صعُوداً(سوره مدثر،۱۷)

اهل جهنم را مجبور می کنند با عجله از صَعود بالا رند.

صَعود کوهی است از اتش در جهنم که بالا رفتن از آن خیلی دشوار است؛ ملائکه غلاط و شداد، اهل جهنم را مجبور می کنند که از آن کوه بالا روند تا به قله کوه برسند، وقتی به قله کوه رسیدند از آنجا به طرف دره های عمیق پایین کوه پرتابشان می کنند.

امام صادق علیه السلام هم فرموده که: صعود کوهی است زرد رنگ از اتش در وسط جهنم(کفایه، مبحث نار)

چاه فلق در جهنم

قُلْ أَعُوذُ بِرَب الْفَلَقِ

فلق چاهی است در جهنم که اهل جهنم از شدت حرارت و خوف و ترس آن چاه به خداوند پناه می برند؛ این چاه از خداوند اذن خواست که نفس بکشد خداوند هم به آن اذن داد، وقتی نفس کشید جهنم پر از آتش شد.

و از پیامبر اکرم (ص) روایت شده که فرمود: در جهنم یک وادی از آتش است که اهل جهنم از حرارت آن روزی ۷۰ هزار بار به خدا پناه می برند. ودر آن وادی ، اتاقی از آتش است و در آن اتاق چاهی از اتش است و در آن چاه ، تابوتی از آتش است و در داخل آن تابوت، ماری از آتش است که ۱۰۰۰ نیش دارد و طول خر نیش آن ۵۰۰ متر است، و لذا خداوند به پیامبر می فرماید: بگو پناه می برم به آفریدگار فلق

یک طایفه از کسانی که اهل این چاه هستند، شرابخواران می باشند. فلق یعنی صدع، صدع به معنای سوراخ در یک چیز سفت و محکم است و مراد این است که در جهنم ، چاهی است که در آن ۷۰ هزار خانه است و در آن خانه ۷۰ هزار اتاق است و در آن اتاق ۷۰ هزار سیاهی است و در آن سیاهی ۷۰ هزار ظرف سم است که همه اهل جهنم باید از اینجا عبور کنند.( بحار، جلد۸، مبحث جهنم؛ کفایا الموحدین، مبحث نار)

 

اتش در حال جوشیدن

پیامبر اکرم (ص) فرمود: روزی جبرئیل بر من نازل شد در حالی که رنگش پریده بود، پرسیدم چرا رنگت پریده؟ گفت: به جهنم نگاه کردم دیدم یک وادی در جهنم است که اتش آن می جوشد، از خازن جهنم پرسیدم که این وادی برای چه کسانی است؟

گفت: برای سه طایفه:۱- متکبران، ۲- قوادها که واسطه حرام بین دو نفر هستند، ۳- شرابخواران.( کفایه، مبحث نار)

 

غاری از آتش در جهنم

در تفسیر علی بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: در جهنم ، غاری از آتش است که اهل جهنم از آن غار به خدا پناه می برند و این غار مخصوص متکبران است.

آسیاب ادم خردکن در جهنم( پناه بر خداوند رحمان)

در جهنم آسیابی ایت که بعضی از اهل جهنم را به داخل آن می اندازند؛ مثل آرد خرد می کند و بیرون می ریزد و دوباره آنان به حالت اول بر می گردند ، باز ملائکه غلاط و شداد آنان را به داخل آسیاب می ریزند و این حالت همچنان ادامه دارد. بعضی از افراد مخصوص این آسیاب، ظالمین و ستمگران و زورگویان هستند، و بعضی دیگر وزرا و وکلا و افرادی هستند که دستشان به جایی می رسد و در حق مردم خیانت می کنند وبیت المال را حیف و میل می نمایند.(خصال ج۲، ص۱۴۲، نهج البلاغه، خطبه ۱۶۴)

 

چاهی در کوه سکران

پیامبر اکرم فرمود: در جهنم کوهی است که به آن کوه سکران می گویند(هر کس آن کوه را ببیند از شدت عذابش مست لایعقل و از خود بی خود می شود) در زیر آن کوه، یک وادی است که غضبان نام دارد( خداوند از شدت غیظ و غضب و خشمش آن را آفریده) و در آن وادی چاهی است که به اندازه صد سال راه ، عمق دارد و در آن چاه تابوتهایی از آتش است و در آن تابوتها صندوقهایی از اتش می باشد و در داخل آن صندوقها ، لباسها و غل و زنجیرهایی از آتش؛ (که جای گروهایی از اهل جهنم اینجاست، پناه بر خدا)

 

آسان ترین عذاب جهنم

آسان ترین عذاب جهنم این است که یک جفت نعل از آتش بر پای او می زنند که از شدت حرارت آن نعلها ، مغز سرش می جوشد. مانند آتشی است که زیر دیگ روشن کنند و آب در دیگ به جوش می آید. و او خیال می کند که عذاب ائ از عذاب همه اهل جهنم شدیدتر است در حالی که عذاب او از همه عذابها سبکتر و خفیف تر می باشد.( بحار، مبحث نار)

 

هیزم آتش جهنم چیست؟

«فالتقو النار التی وقودها الناس و الحجارة»

بپرهیزید از آتشی که هیزمش مردم و سنگ است(بقره/24)

«یا ایها الذین آمنو قو انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجارة»

خود و اهلتان را نگدارهید از آتشی که هیزمش انسانها و سنگ است.(تحریم/6)

مشابه این تعبیر در آیه 24 بقره و 10 آل عمران هم آمده است.

احتمالا مراد از سنگ که هیزم جهنم است، هر سنگی نیست، بلکه سنگهای آتش زاست؛ مثل سنگ کبریت و چخماق و زغال سنگ که هم آتش زاست و هم دوامشان زیاد است.

در این آیه شریفه می فرماید که: خود و خانواده و اهل و عیال خویش را نگهدارید از اینکه هیزم جهنم شوید.

در وایت آمده که: «انّ اشد الناس عذابا یوم القیامة من جهل اهله» شدیدترین مرم از نظر عذاب ، کسی است که به حال اهل بیت و زن و فرزندانش جاهل باشد و نداند که آنان چکار می کنند آیا نماز می خوانند یا نه؛ روزه می گیرند یا نه؛ با چه کسانی رفاقت و رفت و آمد دارند و ...؟!

و در روایت دیگری است که: « در روز قیامت چنین خانواده ای به بزرگشان که نسبت به حال آنان جاهل و بی تفاوت بوده و آنان را امر به معروف و نهی از منکر نکرده خواهند گفت: خدا به تو جزای خیر ندهد که واجبات و محرمات را به ما تعلیم نکردی و ما را از بدیها باز نداشتی و به نیکی ها وادار ننمودی در نتیجه هم خود و هم مارا از اهل عذاب کردی. ان گاه همگی وارد جهنم می شوند و هیزم آتش دوزخ می گردند.»

و اما فردی که هم خودش عامل به فرامین الهی باشد و هم خانواده اش را به کارهای نیک وا دارد در روایت است که: « در روز قیامت خانواده اش به او می گویند: خدا به تو جزای خیر دهد که در دنیا ما را امر به معروف و نهی از منکر کردی و بدان سبب ما را از عذاب الهی رهانیدی. پس او و اهل بیت و خانواده اش همگی وارد بهشت می شوند.»

«ان الذین کفرو لن تغنی عنهم اموالهم و لا اولادهم من الله شیئا و اولئک هم وقود النار»

یعنی: کسانی که کافر شدند ثروتها و فرزندانشان نمی تواند آنان را از عذاب خداوند باز دارد؛ و آنان هیزم جهنمند.( آل عمران/10)

«انکم و ما تعلون من دون الله حصب جهنم»

یعنی: شما بت پرستان و همه بتانی که از سنگ و چوب و ... ساخته اید و می پرستید هیزم جهنم هستید.( انبیا/ 98)

یعنی: همه آن مجسمه های سنگی را در آتش جهنم سرخ می کنند و شما بت پرستان را با همانها می سوزانند و عذاب می کنند.

بعضی می گویند: خداوند مجسمه های سنگی را به جهنم بیندازد چه فایده ای دارد؟

جوابش این است که: بر غم و اندوه و حسرت کفار افزوده می شود؛ زیرا آنان یک عمر این سنگهای بی خاصیت را که نه نفع داشتند و نه ضرر عبادت کردند حال که می بینند همان مجسمه های سنگی به داخل آتش جهنم پرتاب می شوند افسوس می خورند که چرا خدای یگانه را عبادت نکردند و به جای او این سنگها را پرستیدند.

بعضی هم گفته اند: مراد از« ما تعبدون من دون الله» شیاطین هستند که مردم را به عبادت غیر خدا فرا خواندند، مردم نیز از آنان اطاعت کردند؛ اینک آن شیاطین و این کافران و مشرکان همه شان هیزم آتش جهنم هستند.( بحار، ج8،ص235 و 251)

 

گریه کوه از ترس آتش جهنم

علی علیه السلام می فرماید: « ما با پیامبر اکرم از کنار کوهی رد می شدیم که دیدیم مقداری آب از این کوه جاری است. پیامبر اکرم خطاب به کوه فرمود: چرا گریه می کنی؟ گفت: ای رسول خدا! حضرت عیسی علیه السلام مردم را از آتشی می ترساند که هیزمش مردم و سنگهاست من می ترسم که از آن سنگها باشم. پیامبر اکرم فرمود: نترس، ان سنگ کبریت و چخماق است. در این حال آبی که از سنگ بر می آمد خشک شد.(بحار،ج8،باب النار)

و از این عباس رویات شده که می گوید: جهنم و آتش، آن چنان نهیب و صدایی دارد که اگر احدی از سُکّان آسمانها و زمین، آن صدا و مهیب و نعره آتش را بشنود بی هوش و مدهوش خواهند شد و دفعة قالب تهی خواهند کرد.

آتش جهنم به قدری مهیب و دهشتناک است که وقتی درِ جهنم باز شود تکه های آتش همچون ستاره های آسمان به هر سو پرتاب می گردند و هر شراره ای از آتش، ابر بزرگی از آتش خواهد بود که همچون باران بر سر اهل جهنم خواهد ریخت.

در این حال قبلوب اهل جهنم پراکنده و عقلشان مات و مبهوت و حیران و سرگردان خواهد شد.

تمام انبیا و اولیا و عرفا از مشاهده چنین حالتهایی و از شدت غم و اندوه چنین روزی به خدا پناه برده اند.

آتش جهنم به قدری عظیم است که اگر حلقه ای از زنجیرهای آتشین آن را روی کوههای دنیا بگذارند همه آب خواهند شد. در جهنم اهل عذاب را با زنجیری خواهند بست که طولش 35 متر است. و زقوم و ضریعی که خوراک اهل جهنم است قطره ای از آنت به تمام دریاها و اقیانوسها ریخته شود تمام حیوانات از بوی بد آن خواهند مرد. (اقتباس از بحار، ج8، مبحث جهنم)

گروههایی که قرآن می گوید وارد جهنـــــم می شوند عبــارتند از : ۱ـ کافران

لازم به ذکر است که بیشترین آیات جهنم ٬ مربوط به کــافران است .

۲ـ ظالمان و ستمگران

 ۳ـ مشرکان

۴ـ منافقان

۵ـ طغیانگران و مستکبران

۶ـ پیروی از شیطان

۷ـ تکذیب کنندگان آیات اللهی

۸ـ مرتدان

۹ـ بت پرستان

۱۰ـ فسادکنندگان

۱۱ـ آدمهای شقی و خبیث

۱۲ـ شیاطین و جن

۱۳ـ فاسقان

۱۴ـ کسانی که آخرت را به دنیا فروختند

۱۵ـ کسانی که غرق گناهند

۱۶ـ آشکارا گناه کنندگان

۱۷ـ ربا خواران

۱۸ـ مترفین

۱۹ـ اعراض کنندگان از ذکر خدا

۲۰ـ منع کنندگان کار خیر

۲۱ـ اصحاب شمال

۲۲ـ فراموش کنندگان آخرت و قیامت و جهنم

۲۳ـ پیروان ستمگران

۲۴ـ مسخره و استهزای آیات اللهی

۲۵ـ کسانی که مانع راه یابی مردم به حق می شوند و سد عن سبیل الله می کنند.

۲۶ـ کسانی که با دستورات خدا و پیامبر مخالفت می کنند .

۲۷ـ کسانی که از عقل و چشم و گوششان در راه یابی به حق استفاده نمی کنند.

۲۸ـ کسانی که امید به ملاقات خداوند ندارند و به دنیا راضی اند .

۲۹ـ کسانی که به نعمتهای خدا کفران می ورزند .

۳۰ـ دنیا پرستان .

۳۱ـ زر اندوزان

۳۲ـ فرار از جهاد ( زحف ) .

۳۳ـ آدم کشان .

۳۴ـ ترک کنندگان نماز

۳۵ـ ترک کنندگان اطعام به مساکین و فقرا

۳۶ـ همنشینان با اهل باطل

۳۷ـ کسانی که زکات نمی دهند

۳۸ـ خورندگان مال یتیم

۳۹ـ کم فروشان

۴۰ـ عیب جویان

۴۱ـ غیبت کنندگان

۴۲ـ اسراف کنندگان

۴۳ـ مجرمان

۴۴ـ تعدّی کنندگان از حدود اللهی

۴۵ـ دشمنان خدا و پیامبر و ائمه

ضمناً آنچه ما در این موضوع نقل کردیم با استفاده از معجم قرآن و سیری در آیات جهنم و استفاده از تفاسیر موضوعی و به ویژه تفسیر پیام قرآن ٬ ج ۶ مبحث دوزخ می باشد.

بين سوزش عذاب آخرت و دنيا از چند جهت تفاوت هست:

1ـ از آتش دنيا فقط بدن مي‌سوزد، ولي آتش آخرت روح و دل را هم مي‌سوزاند.

2ـ آتش دنيا خالص نيست و تا با اكسيژن تركيب نشود نمي‌سوزد، ولي آتش آخرت خالص است و جز درد چيز ديگري نيست.

3ـ در دنيا ادراكات ضعيف است، ولي در آخرت همه چيز به كمال نهايي خود رسيده و ادراك آدمي قوي است، از همين رو سوزش فوق‌العاده‌اي احساس مي‌كند، همان گونه كه لذت از نعمت‌هاي بهشت قابل مقايسه با دنيا نيست.

4ـ در دنيا پس از رسيدن سوزش به استخوان، احساس سوزش كم مي‌شود، ولي در جهنم، خداوند دوباره گوشت تازه مي‌روياند و از كاهش عذاب جلوگيري مي‌كند.

از آيات مربوط به دوزخ و جهنم استفاده مي‏شود كه دوزخ يك كانون هولناك مجازات است. آتشي سوزان آن را پر كرده و داراي درهاو طبقات گوناگون است، ولي نه آتش هم چون آتش دنيا، بلكه آتشي با مشخصات زير:

هيزم و آتش گيره آن سنگها و انسان‏ها است.

آتشي است كه از دل‏ها سر مي‏زند و نخستين جرقه‏هايش در قلوب ظاهر مي‏گردد.

آتشي است شكننده و كوبنده.

آتشي است داراي درك كه گنهكاران را به سوي خود فرا مي‏خواند.

هنگامي كه اين آتش مستحقان خود را از دور مي‏بيند، صداي وحشتناك و خشم آلودش كه با نفس زدن‏هاي شديد همراه است، شنيده مي‏شود.

آتشي است متحرك، و جوياي دوزخيان چنان كه مي‏فرمايد: "در آن روز جهنم را حاضر مي‏كنند و آن روز انسان متذكر مي‏شود، ولي تذكر براي او سودي ندارد".

اين آتش سوزان اكنون كافران را احاطه كرده، هر چند حجاب‏ها مانع از مشاهده آن است: "و إنّ جهنم لمحيطه بالكافرين".

"اين چنين، خداوند بهشت ها را در كنار هم قرار داد، ولي طبقات جهنم روي هم اند. بعضي فوق بعض ديگر است كه پايين ترين آن ها جهنم است. بالاي آن "لظي" است. بالاي آن "حطمه" بالاي آن "سقر" بالاي آن "جحيم" بالاي آن "سعير" و بالاي آن "هاويه" است.

امام صادق(ع) فرمود: " در جهنم صحرايي است براي متكبران كه آن را سقر گويند كه از سختي و بسياري گرمايش به خداوند شكايت كرد و اجازه خواست تا نفس بكشد، خدا اجازه داد، نفسي كشيد و جهنم را سوزاند".

بنابراين جهنم داراي طبقات است. هر يك از سعادت و شقاوت درجات و مراتبي دارد،‌ نه اهل سعادت يك درجه و مرتبه اند و نه اهل شقاوت،‌ اين مراتب و تفاوت ها دربارة اهل بهشت به عنوان درجات و دربارة ‌اهل جهنم به عنوان دركات تعبير مي شود.

 

مجازات ها بر سه گونه است:

مجازات قراردادي (تنبيه و عبرت)

مجازاتي كه با گناه رابطه تكويني دارد (مكافات دنيوي)

مجازاتي كه تجسم جُرم است و چيزي جدا از آن نيست.

مجازات هاي جهان ديگر رابطة تكويني قوي تر با گناهان دارند. رابطه عمل و جزا در آخرت نه مانند نوع اوّل قراردادي است و نه مانند نوع دوم از انواع رابطه علّي و معلولي است، بلكه از آن هم يك درجه بالاتر است. در اين جا رابطه عينيت و اتحاد حكمفرما است، يعني آن چه كه در آخرت به عنوان پاداش يا كيفر به نيكوكاران و بدكاران داده مي شود، تجسم عمل آنهاست.

 

 

 

گفته اند در جهان آخرت چند نوع كيفر و عذاب وجود دارد:

1ـ عذاب ها و نعمت هايي كه از اعمال و عقايد به اضافة انگيزه ها و انديشه ها برخاسته است كه غالب آن ها عذاب هاي روحي و عقلاني است و از عذاب هاي جسماني نيز به دور نمي باشد.

2ـ نفس عمل به عذاب مبدّل مي شود و آدمي را مي گدازد و بعضاً به صورت موجود وحشتناكي در مي آيد كه ديدارش باعث عذاب و ناراحتي است.

3ـ نتيجه و ثمره اعمال و عقايد به عذاب تبديل مي شود.

4ـ صورت هاي نفساني كه از عقيده و عمل تشكيل شده، به صورت عذابي دردناك انسان را مي سوزاند. چنين آتشي از قلب زبانه مي كشد.

اين چهار نوع عذاب از سنخ كيفرهاي طبيعي و از باب تجسّم اعمال است.

5ـ نوع پنجم عذاب كاملاً خارجي و جهنمي و مخلوق و نشأت يافته از شرازة غضب الهي است.

اين همان دوزخي است كه خداوند در وصفش مي فرمايد: " اي كساني كه ايمان آورده ايد، خود و خاندانتان را از آتشي كه آتشگيره آن مردم و سنگ ها است حفظ كنيد. آتشي كه ملائكه خشن و سختگير بر آن گماشته شده اند".

 |+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 18:13  توسط رضا  | 
 
  بالا