تئوری کامل زمین
تکامل زمین تمام وقایعی را شامل میشود که پیش از تبدیل شرایط فیزیکی سطح آن به شرایط فعلی ، یعنی سطحی که بخشی از سنگ و بخشی از آب تشکیل شده و دمای متوسط آن اساسا از روی تشعشعات خورشیدی تعیین گردد، به وقوع پیوست. این شرایط سطحی همان مبنای آغاز زمان زمین شناسی میباشد. آغازی که به دنبال آن سطح زمین تحت تاثیر فرآیندهای هوا زدگی و فرسایش قرار گرفت. تکامل زمین هنگامی شروع شد که زمین به صورت یک پیکره مجزا در فضا شکل گرفت. اطلاح درستی از مدت زمان سپریشده در این دوره درست نیست.
پوسته زمین سه هزار و هفتصد میلیون سال عمر دارد و عمر زمین به عنوان یک پیکره سیارهای مجزا به 4600 میلیون سال میرسد. عقیده بر این است که زمین از همان موادی تشکیل گردید که خورشید و سایر سیارات را بوجود آورند. یکی از شواهد موجود ، بر صحت نظریه تجمع زمین از ذرات جامد دلالت دارد. بدین ترتیب که نه تنها گازهای سبک از فراوانی کمی برخوردار میباشند، بلکه گازهای سنگین نیز فراوانی ناچیزی دارند. بر مبنای فرضیه تجمع ، اتمسفر زمین در اثر آزاد شدن گازهایی که در ذرات جامد به صورت ترکیب شیمیایی حضور داشتند، تشکیل شده است.
تشکیل هسته زمین
ساختار درونی زمین با چینهبندی مشخص آن از نظر چگالی ، حکایت از آن دارد که در تاریخ زمین دورهای اولیه وجود داشته است که طی آن گرم شدن زمین باعث ذوب آهن فلزی گردیده و در اثر تجمع گرانشی مذاب آهن ، هسته تشکیل شده است.
مرحله پس از تجمع زمین
مرحله پس از تجمع زمین ، مرحله گرم شدن عمدتا به وسیله رادیواکتیویته بوده است. تولید
حرارت رادیوژن زمین در 405×10
9سال پیش حداقل هفت برابر تولید حرارت امروز بوده است. بخش بزرگی از این حرارت بوسیله @ تولید شده است. در این شرایط ، زمین نسبتا همگن و تفریق نشده ، تقریبا به سرعت گرم شده است. بر این اساس ، دمای زمین ظرف 600 میلیون سال باید در عمقی چند صد کیلومتری ، به دمای ذوب آهن رسیده باشد. در این مرحله ، تغییری در رژیم صورت گرفته و منحنیهای زمانهای پس از آن ، هنوز مشخص نشدهاند.
با حرکت آهن آزاد که تقریبا یک سوم جرم کل زمین را تشکیل میدهد، به طرف مرکز آن ، نظام این سیاره بطور کلی دچار تغییر گردید. بدین ترتیب که ضمن فرو رفتن نامتقارن آهن ، بخشهای سبکتر مواد سیلیکاتی نیز بطور نامتقارنی بالا آمده و دچار ذوب نسبی ، واکنش مواد جامد با مذاب و به دنبال آن تبلور تفکیکی میشدند. در این شرایط جای تعجب نخواهد بود که سنگهای قدیمیتر از 4×10
9 سال در پوسته زمین ، یافت نشوند، زیرا تشکیل قطعات پوستهای ضخیم و پایدار میباید در انتظار میماند تا فعالیت رادیواکتیو در اثر واپاشی عنصر کاهش یافته و بخش اعظم جبه نیز جامد شود.
چگونگی تشکیل پوسته
عقاید متفاوت بسیاری در این مورد وجود دارد. بر اساس یکی از این عقیدهها ، قارههای اولیه ، محصول نهایی انجماد پوسته میباشند. بر مبنای این نظریه ، فرآیند تفریق در اثر تبلور که قبلا به صورت جدایش پوسته بازالتی از جبه پریدوتیتی صورت گرفته بود، گامی پیشتر برداشته و در اثر آن هستههایی قارهای ، به صورت تودههای الوار مانند و عمدتا متشکل از کوارتز و فلدسپار (و یا به عبارت دیگر ترکیب شیمیایی گرانیتی و گرانودیوریتی) بوجود آمدند. توزیع نامتقارن قارهها و اقیانوسها احتملا در اثر تولید نامتقارن قطرات بزرگ آهن بوده است.
اولین نوع قاره در منطقهای در بالای اولین قطره فرو رونده تشکیل میشود و منطقه واقع در قطب مقابل آن نیز به صورت اقیانوس باقی میماند. شواهد موجود حاکی از آن است که تشکیل پوسته پایدار فرآیندی سریع و تمام کننده نبود. فاصله زمانی بین سن زمین و سن قدیمیترین سنگهای آن فاصله قابل توجهی است. ناپایداری شدید پوستهای در این فترت زمانی وجود داشته است. بخشی از هستههای قارهای اولیه احتمالا ، دچار ذوب مجدد شده و پیش از اینکه اندازه و ضخامت آنها به حدی برسد که بتوانند در مقابل بلعیده شدن به وسیله لایه مذاب زیرین مقاوت کنند، چندین بار رشد کرده و از بین رفتهاند. در هر حال ، حدود 3.5x10^9 سال پیش الگوی هستههای قارهای و حوضههای اقیانوسی احتمالا جایگاه اصلی خود را یافتهاند.
منشا اتمسفر و هیدروسفر
رشد زمین از طریق تجمع در ابری متشکل از غبار خورشید ، نمایانگر یک اتمسفر اولیه برون اکسیژن است. این اتمسفر احتمالا ، بیشتر از هیدروژن ، ازت ، بخار آب ، متان و آمونیاک و در صورت کم بودن مقدار هیدروژن احتمالا از دیاکسید کربن و ازت تشکیل شده بود. کشش ثقل زمین آنقدر نیست که بتواند گازهای هیدروژن و هلیم را در میدان گرانشی خود حفظ کند، در نتیجه هیدروژن و هلیم موجود نیز به تدریج در فضای بیرونی پخش خواهند شد.
تصور بر این است که تکوین اتمسفر اولیه به اتمسفر امروزی که عمدتا از ازت تشکیل شده است، با از همپاشی فتوشیمیایی بخار آب به وسیله تشعشعات خورشیدی آغاز گردیده و به موجب آن اکسیژن آزاد ، تولید شده است. پس از تشکیل اکسیژن ، گاز متان موجود ، اکسید شده و تبدیل به دیاکسید کربن و آب میشود. واکنشهای فتوشیمیایی دیگر ، باعث تولید ترکیبات پیچیدهتر آلی شده و در نهایت منجر به ایجاد سیستمهای تولید مثل کننده ، یا به عبارت دیگر ماده زنده شدهاند.
قدیمیترین سنگهای رسوبی اکثرا از کنگلومراها ، ماسه سنگها و شیلها تشکیل یافته و دارای سیماهایی هستند که نشان میدهد شرایط اتمسفر و هیدروسفر با شرایط امروزی تفاوت بسیاری داشته است.
آغاز حیات
مساله منشا حیات و چگونگی ظهور جانداران در روی کره زمین در زمره مسائلی است که از قدیمترین اعصار مورد توجه انسانها بوده و امروزه نیز به عنوان یک سوال زنده برای اذهان انسانها مطرح است. در طول تاریخ اندیشه بشر نظریههای گوناگونی در این باره ارائه شده است. نحوه نگرش و قضاوت انسانها روی این دو نکته تاثیر اساسی در شکلگیری نظریههای مرتبط با منشا حیات دارد.
حیات پدیده یا خصلتی نیست که به یکسان روی تمام هستی مادی توزیع شده باشد و یا به تعبیر دیگر در همه اشیا ، یعنی تمام تجمعهای ماده تظاهر کند. تنها بخشی از اشیاء جهان زندهاند و بین زندهها و غیر زندهها حالات بینابین یا حد واسط وجود ندارد.
کالبد جانداران از یک سری عناصر و مواد تشکیل مییابد که در محیط غیر زنده نیز وجود دارند.
فرضیه پیدایش خودبخودی
منظور از پیدایش دفعی یا خلقالساعه حیات آن است که موجودات زنده میتوانند به صورت یکباره یا دفعتا از محیط غیر زنده نشات بگیرند. این فرضیه در یونان قدیم رواج گسترده داشته، ارسطو فیلسوف و دانشمند برجسته قرن سوم قبل از میلاد از معتقدین این نظریه بوده است. در میان ملل اروپایی تا اواخر قرن 18 نه تنها در میان عوام بلکه دانشمندان ، معتقدین به این نظریه اکثریت قاطع داشتند.
دلیل اصلی روی آوردن مردم به این نظریه آن بوده که در برخی از موارد موجودات زنده به صورت یکباره در محیطهایی ظاهر میشدند که قبلا موجود زنده در آنها حضور نداشته مانند پیدایش کرم در آبهای راکد و لجنزارها ، ظهور حشرات در روی شاخ و برگ درختان قبل از فرا رسیدن بهار ، پیدایش کرم در فضولات و اجساد حیوانات و .... معتقدین به نظریه پیدایش خلقالساعه باور دارند که حیات به دلیل تاثیر علل یا در نتیجه وجود شرایط خاص پدیدار میشود نه اینکه منکر تاثیر علل یا معتقد به بینیازی از شرایط و احوال خاص باشند.
فرضیه ازلی بودن حیات
این دیگر به صورت همزمان از طرف پاستور دانشمند فرانسوی و ورنادسکی دانشمند میکروبیولوژیست روسی در اواخر قرن 19 ارائه شده و علت روی آوردن به این دیدگاه رد فرضیه قبلی است. نتیجه طبیعی این نحو نگرش درباره جانداران آن است که باید پذیرفت جانداران یا حیات همیشه وجود داشته و به عبارت دیگر نقطه پدید آمدن ندارد. مفهوم واضحتر این دیدگاه آن است حیات پدیدهای نیست که نقطه مشخصی برای شروع داشته باشد بلکه پدیدهای است که از نظر زمانی بیآغاز یا ازلی است.
از جمله ایرادهایی که بر این نظریه وارد میشوند این است که اولا کره زمین یا مهد حیاتی که ما میشناسیم ازلی نیست بلکه خود زمین در یک مقطع زمانی پدید آمده است. ثانیا اگر به فرض کره زمین نیز ازلی بوده باشد شرایط کره زمین بالاخص در اولین دوره های شکلگیری به دلیل داشتن حرارت بسیار زیاد ، مناسب برای بقای جانداران نبودهاند. توجه به این نکات موجب ارائه فرضیههای دیگر شده است.
دیدگاه انتقال کیهانی
انسانها از دیر باز متوجه بودهاند که گاه و بیگاه سنگهایی که به احتمال قوی از متلاشی شدن کرات دیگر حاصل شدهاند از اتمسفر زمین میگذرند و بر روی سطح زمین سقوط میکنند. ملاحظه این مطلب ذهن برخی از انسانها را متوجه این احتمال نموده که ممکن است اولین موجودات زنده در روی این قبیل سنگها و یا در داخل شکافهای آنها به کره زمین منتقل شده باشد. از سوی دیگر در اواخر قرن 19 متخصصان فیزیک به مساله ورود ذرات یونیزه از فضای کیهانی به طرف اتمسفر زمین پی بردند.
برخی از آنها و از جمله آرنیوس فیزیکدان سوئدی این احتمال را مطرح کردند که ممکن است تخم و جوانه جانداران به دلیل اخذ حالت یونیزاسیون و همانند ذرات یونیزه به طرف کره زمین هدایت شده باشد. ایراد اساسی که بر فرضیه انتقال کیهانی وارد میشود این است که اگر این دیدگاه به فرض محال نیز درست باشد، سوال این است که حیات در کره مبدا چگونه پیدا شده است؟ به بیان سادهتر فرضیه انتقال کیهانی مساله پیدایش حیات را پاسخ نمیدهد بلکه در نهایت امر این سوال را به کره دیگری حواله مینماید.
فرضیه پیدایش تدریجی حیات
این فرضیه از طرف یک دانشمند به تنهایی ارائه نشده است بلکه عدهای از زیست شناسان از حدود 80 سال پیش بخشهای مختلف این نظریه را مطرح کردند. ارکان اصلی این فرضیه به قرار زیر است.
موجودات زنده به صورت یکباره از محیط منشا نگرفتهاند، بلکه پیدایش حیات در طی مراحل متعدد صورت گرفته است.
برای ظهور حیات ، تنها پیدایش آرایش مطلوب در عناصر کافی نبوده در نتیجه منشا مادی دارد.
انرژی لازم یا صورتهای مختلف انرژی برای برهم زدن آرایش ماده غیر زنده و ایجاد آرایش مقتضی برای ظهور حیات در روی زمین فراهم بوده است.
تکامل شیمیایی
منظومه شمسی در حدود 10 میلیارد سال پیش به صورت گوی چرخنده بسیار گرم مرکب از گازهای اتمی بوجود آمده است. خورشید هنگامی تشکیل شد بیشتر این گازها که در میان آنها اتمهای هیدروژن فزونی داشتند به سوی مرکز گوی کشانده و متراکم شدند. زمین در حدود 4.5 تا 5 سال پیش بوجود آمد و در آغاز به صورت توده تابندهای از هیدروژن و دیگر عنصرهای آزاد بود. با گذشت زمان این گازهای سطحی باهم ترکیب شده و چند ماده مرکب را بوجود آوردند که عبارت بودند از: آب ، متان ، آمونیاک ، دیاکسید کربن ، اسید سیانیدریک و مولکولهای هیدروژن.
سرانجام دمای لایههای بیرونی زمین به آن اندازه کاهش یافت که بعضی از گازها توانستند به مایع تبدیل شوند و بعضی از مایعات به جامد تبدیل شدند. سرانجام دمای زمین به درجه ای پایین آمد که برای بقای موجودات زنده مناسب بود. اما نخستین موجود زنده از کجا بر زمین آمد؟ ممکن است که مواد غیر آلی ساده تحت تاثیر انرژی تخلیههای الکتریکی اتمسفر و نیز انرژی تابشهای خورشیدی ترکیبات آلی گوناگونی را بوجود آورده باشند که در دریاهای اولیه جمع شدند. در نقطهای از جریان تکامل شیمیایی ، ممکن است که تکامل زیست شناختی آغاز شده باشد.
تکامل زیست شناختی
اگر حیات از این راه بر زمین آغاز شده باشد پس قبول اینکه رویدادهای حساس پیدایش سلول در پهنه اقیانوس به وقوع نپیوسته بلکه در امتداد سواحل اقیانوسهای اولیه رخ دادهاند. ذرات ماسه و گل رس سواحل ، سطوحی فراهم آوردهاند که مولکولهای موجود در آب اقیانوس توانستهاند روی آنها بهم بچسبد و تبخیر آب تراکم اینگونه مولکولها را افزایش داده است. حفرههای میکروسکوپی ماسه محتوی مواد آلی ساده متراکم میتوانستند زادگاههای نخستین سلولها بوده باشند. نخستین سلولها از مواد موجود بر سطح یا نزدیک به سطح سیاره زمین به صورتی خودبخودی پدید آمده باشند.
ولی آیا نخستین سلولها بر این سیاره پدید آمده است؟ بر اساس تحقیقات نظری بعضی از دانشمندان ، حیات در جای دیگر بوجود آمده و سپس سیاره زمین را که به اندازه کافی سرد شده بود اشغال کرده است. نخستین سلولها با هر خاستگاهی که داشته باشند به صورت جانداران جدیدی تکامل یافتند و شاید جالبترین نمود آنها هم همین باشد، یعنی با سر آغازی چنان کوچک توانستند صاحب سرانجامی چنین بزرگ شوند. تکامل همواره مهمترین نشان ماده زنده بوده است. و امروزه نیز این ماده زنده مدام در حال تکوین و تغییر است و هیچ گاه پایان نمییابد. مگر وقتی که آخرین جرقهاش خاموش شود.
آغاز حیات از دیدگاه قرآن
در سوره مبارکه سجده آیهای است که میرساند همان طوری که آدم ابوالبشر با نفخه الهی بوجود آمد، همه افراد بشر با همان امداد و همان افاضه که اسمش در تفسیر قرآن نفخه است بوجود میآیند. میفرماید: خدایی که هر چه آفرید، نیکو آفرید. آغاز خلقت انسان را از گل قرار داد، بعد نسل او را از خلاصه و شیره کشیده آب پست قرار داده است، سپس آن نسل را تعدیل کرد و از روح خویش در آن دمید و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد. اما کم سپاسگزاری میکنید. در آیه دیگر در سوره اعراف میفرماید: شما را آفریدیم، بعد صورت بخشیدیم، بعد امر کردیم فرشتگان را برای شما خضوع کنند و فقط شیطان ابا کرد. آن کس که گفته شد برای او خضوع کنید همان است که در آیات دیگر نسبت نفخ روح را به او داده است.
|
+|
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 18:43  توسط رضا
|
دایناسورها
مقدمه
خزندگان زنده با وجود آنکه فراوان میباشند، غالبا کوچک بوده و میان جانوران موجود نقش کوچکی دارند. در دوره مزوزوئیک که به دوره خزندگان مشهور است (تریاسیک تا کرتاسه بالایی) خزندگان مهرهداران مسلط بوده و بخش بیشتر محلهای زیست را اشغال کرده بودند. بطوری که در نیمه صحراها و سرزمینهای مرتفع خشک در باتلاقها و مردابها و اقیانوسها انتشار داشتند. این جانوران کوچک و بزرگ بوده و درازا و وزن بعضی از آنها از فیل خیلی تجاوز میکرده است و از لحاظ ساختمان و عادات نیز تفاوتهای بزرگی میان آنها وجود داشته است.
تاریخچه
بسیاری از آنها در مقایسه با مهرهداران کنونی شکل خاصی داشتهاند در حالی که دیگران دارای ظاهر جالب و حرکات زیبایی بودهاند. ابتداییترین خزندگان آنقدر به دوزیستان اولیه شباهت داشتند که شناسایی این دو گروه از یکدیگر دشوار است. با این حال برای پیدا نمودن اصل و منشا خزندگان دلیل و شاهد باارزشی هستند. تعدادی آثار و بقایای سنگواره که قطعا خزنده میباشند در رسوبات پنسیلوانیا یافت شده است. خزندگان در زمان پرمین رو به ازدیاد نهادند و از لحاظ ساختمان راه زندگی شاخههای فراوانی پیدا کردند.
زمان تکامل خزندگان
خزندگان در انتهای آن دوره به مقیاس وسیعی جانشین دوزیستان شدند و در انتهای زمان تریاس قسمت بزرگ دستههای خزندگان پدیدار گشتند و در زمان ژوراسیک و کرتاسه گونهها و تعداد خزندگان به اوج خود رسید و از لحاظ شکل و راه زندگی نیز گوناگونی بسیار بوجود آمد. سپس در آخر کرتاسه بیشتر ذخیرههای خزندگان از میان رفتند. فقط 4 گروه آنها تا به امروز باقی ماندند و خزندگان بعدی اصل و منشا پستانداران را تشکیل دادند.
عامل سازگاری خزندگان اولیه
مهمترین پیشرفت تکامل خزندگان سازش و سازگاری آنها با زندگی خاکی و بیرون از آب بوده است. بوجود آمدن پوست خشک و شاخی که از بین رفتن آب بدن جلوگیری میکند و تولید تخمهایی که قادر به تکامل جنین در روی زمین هستند در این سازگاری نقش برجستهای داشته است.
خصوصیات دایناسورها
خزندگان کوچک اولیه بدن و دم دراز و 4 اندام کوتاه و 5 انگشت داشتند. به جز شکل عمومی ویژگیهای کلی دیگر عبارتند از:
افزایش اندازه به نسبتهای بسیار بزرگ در برونتوزورها.
بوجود آمدن جوشن و سلاح دفاعی از جمله صفات پوستی و شاخها و یا خارهای سر در بعضی دینوزرها.
ساختمان سبک به منظور دویدن تند با 4 یا 2 پا در سایر دینوزرها.
سازش با پرواز بوسیله افزودن شدن درازای اندام پیشین و دم و تکامل پردههای پرشی پوست در پتروداکتیلها.
سازش شدید پوست با زندگی آبی به کمک پاهای بالشتک مانند و بدن دوکی شکل در ایکتیوزرها.
ویژگیهای دایناسورهای مهم
درازای برانتوزروس و براکیوزروس به ترتیب 22.5 و 24 متر و دیپلودوکوس تا 27.5 متر بوده و اینها بزرگترین جانورانی هستند که تاکنون شناخته شدهاند. وزن تخمینی آنها 25 تا 35 تن بوده و روزانه بیش از 250 کیلوگرم غذا میخوردند. استگوزروس یک رشته صفحات استخوانی بسیار بزرگی در درازای یک خط برجسته پشت داشته است که از گردن تا انتهای دم امتداد مییافت. در تری سراتوپس جمجمهای وجود داشته که از لحاظ اندازه و وزن بجز والان کنونی در جانوران دیگر به ندرت دیده میشد.
بخشهای قابل ذکر جمجمه عبارت بودند از یک نوک (منقار) تیز و بران در آرواره بالا یک شاخ کوتاه و کلفت روی بینی و یک جفت شاخ دراز و نوک تیز و متوجه به پیش در قله سر. بسیاری از این خزندگان در روی 4 پا راه میرفتند و عدهای دیگر مانند کانگورو میتوانستند روی پاهای پشتی به ایستند. جوشن یا زره و خارها و شاخهای دفاعی را منحصرا از ویژگیهای نمونههای گیاهخوار میدانند. مغز دینوزرهای بسیار بزرگ از نظر تناسب کوچک بوده مثلا مغز تری سراتوپس 10 تنی فقط 906 گرم وزن داشته است.
وزن مغز استگوزروس 18 پایی بیش از 70 گرم نبوده است. خزندگان پرنده پتروداکتیلها ساختمان سبک وزنی داشته اند. سر این جانور دراز و انگشت پنجم آنها بلند شده بوده است. اندامهای پسین و قاعده دم پرده پرواز را تقریبا شبیه به آنچه که در خفاشهای امروزی دیده میشود تقویت و حمایت میکرده است. در یکی از این اشکال پترانودون فاصله بین دو سر پرده پرواز 7.5 متر درازا داشته است. ایکتیوروزهای دریایی شبیه وال بوده و یک پرده دمی بزرگ و 4 اندام بالتشک مانند (به جای دو اندام) داشتهاند که برای شنا بکار میرفتند.
خزندگان دوره مزوزوئیک از گونههای علفخوار و گوشتخوار تشکیل میشدند. لانههای تخم دینوزور که در مغولستان کشف شده است ثابت میکند که بعضی از این خزندگان قدیم مانند اخلافشان تخمگذار بوده اند. بقایای خزندگان سنگواره در همه قارهها به خز نواحی مجاور قطب جنوب پیدا شدهاند و در بعضی از صخرههای ایالات غربی بویژه در ویومینگ ، یوتا و کولورادو فراوان میباشند. بسیاری از گونهها را امروز اسکلتهای کامل و بیشمار آنها را از زمین بیرون آورده و پس از بررسی در موزهها بر پا داشتهاند به خوبی میشناسیم.
دلیل از بین رفتن دایناسورها
درباره اینکه خزندگان قدیم از دید زمین شناسی چگونه ناگهان ناپدید شدند گفتههای فراوانی وجود دارد. بر طبق یک نظریه ابتداییترین پستانداران تخمهای خزندگان بزرگ را خوردهاند و به موجب نظریه دیگر که پذیرفتنیتر است. تغییرات آب و هوا مانند کم شدن دما و رطوبت متغیر در خزندگان و مسکنشان تاثیر مخالف گذارده است. در نتیجه از بین رفتن خزندگان در اواخر دوره مزوزوئیک برای پستانداران موقعیت مناسبی بوجود آمده در آن موقع اندازه پستانداران کوچک بوده و در دوره سوم شروع به تکامل شگفت آوری نمودهاند.
دایناسورهای گوشتخوار
این دایناسورها بر روی دو پای عقبی خود حرکت میکردند. برخی نظیر تری نازا روس بدنی سنگین و پاهای قدرتمندی داشتند. آنها از چنگالها و دندانهای تیز برای کشتن دایناسورهای گیاه خوار استفاده میکردند. بعضی دایناسورها نظیر دینونی چوس کوچکتر ، سبکتر و سریعتر بودند. آنها دایناسورهای گیاه خوار ، پستانداران و حشرات را میخوردند. این شکارچیان چابک برای غلبه بر شکارخود به صورت گروهی شکار میکردند . دینونی چوس دارای پنجهها و چنگالهای بهم پیچیدهای بود که طی شکار برای دریدن طعمه به سمت جلو به حرکت در میآمد.
دایناسورهای گیاهخوار
دایناسورهای گیاه خوار از جمله بزرگترین حیواناتی بودند که تا کنون بر روی زمین زندگی کرده اند و برای حفاظت از خود در مقابل حیوانات شکاری به جثه بزرگ خود و بدن مسلح خود متکی بودند. آنها بیشتر اوقات روز را به چریدن بر روی گیاهان میگذراندند. براکیوزاروس عظیمالجثه 25 متر طول و 76 تن وزن داشت . گردن بلندش او رادر رسیدن به رستنیهایی که برای دیگر دایناسورها بالا بودند یاری میکرد.
اولین دایناسورها
بررسی دیرینه شناسان نشان می دهد که اولین دایناسورها (Dinosaurs) حدود 230 میلیون سال پیش - که به دوران Triassic معروف است - در قسمتهایی از آرژانتین و برزیل کنونی بوجود آمده اند. در این میان از اولین گونه های دایناسورها می توان به Eoraptor ها که از کوچک ترین نوع گوشت خوار بودند اشاره کرد، طول این جانداران به حدود یک متر می رسید.
فسیل این نوع از دایناسورها برای اولین بار در سال 1991 در دره ای که روزگاری یک رودخانه پر آب از آنجا می گذشت در آرژانتین پیدا شد. این دره که امروزه Ischigualasto Basin نام دارد خشک می باشد.
همچنین تحقیقات دیرینه شناسان نشان می دهد که حدود 65 میلیون سال پیش نسل این جانداران غول پیکر از دنیا رفته است و به عقیده برخی تئوریسین ها انواع پرندگان امروزی از نوادگان برخی از انواع گوشتخوار دایناسورها می باشند. هر چند بسیاری دیگر معتقد هستند که این تئوری هنوز جای بحث بسیار دارد.
اینکه دایناسورها در کدام قسمتهای کره زمین می زیستند سئوال پیچیده ای نیست، چرا که فسیل های این جانوران در تمامی قاره ها مشاهده شده اند. بخصوص اگر دقت کنیم که در آن دوران - 230 میلیون سال گذشته - قاره های کنونی به یکدیگر متصل بودند و طی 165 میلیون سال بتدریج از یکدیگر فاصله گرفته اند.
دورانی که دایناسورها در آن می زیستند دوران مسوزوئیک (Mesozoic) نامیده می شود که شامل سه دوره مختلف به نام های Triassic و Jurassic و Cretaceous نامیده می شود. سه دوره فوق الذکر بترتیب مربوط به 215، 150و 70 میلیون سال پیش بود است.
تمامی دایناسورها در تمام دوره هایی که از آنها یاد کردیم نمی زیستند، بعنوان نسل مثال گونه ای دایناسور ها بنام Stegosaurus که در دوران ژوراسیک می زیستند حدود 80 میلون سال پیش از شروع دوران Cretaceous از بین رفته است.
نامگذاری به ظاهر عجیب دایناسورها معمولا" از ترکیب دو کلمه لاتین یا یونانی صورت می گیرد که به محل یافتن فسیل، فیزک و نوع بدن، نحوه تغذیه و بسیاری موارد دیگر مربوط می شود. امروزه بیولوژیست ها دقیقا" از همین روش نامگذاری برای نامگذاری جانوران بیولوژیکی استفاده می کنند.
دایناسورها بین ۶۵ تا ۲۳۰ میلیون سال پیش بر روی زمین زندگی میکردند.
دایناسورها برخلاف دیگر خزندگان نظیر مارمولکها، پاهای بلند و کشیدهای داشتند که آنها را قادرمی ساخت بدن خود را از سطح زمین بالا نگهدارند. آنها به سهولت بر روی زمین حرکت میکردند و برخی نبز به خوبی میدویدند. دایناسورها گونههای متنوعی از قبیل، گیاه خواران غول پیکر به طول 27 متر (90 پا)و گوشتخواران سریع السیرکه بعضا" کوتاه تر از 5/1 متر (5 پا) بودند را شامل میشدند.
برخی از دایناسورهای گیاه خوار، دارای دندانهایی برای جویدن و خرد کردن غذا به قطعات کوچک جهت بلعیدن و هضم کردن بودند. با این وجود دایناسورهای گیاهخوار غول پیکر نظیر دیپلودوکوس، دندان نداشته در عوض به همراه غذا سنگهایی را نیز میبلعیدند تا در شکم آنها گیاهان را آسیاب کنند.
دیگر مناطقی که گفته میشود روزگاری در آنها دایناسور ها به میزان زیاد زندگی میکردند شامل مصر، مغولستان، آمریکا و آرژانتین میشود. هم اکنون این جزیره به طور روزانه شاهد صدها دانشمندی است که از گوشه و کنار اروپا به آنجا سفر میکنند تا اطلاعات بیشتری را در مورد دایناسور ها دریابند. تا کنون مسئولین موفق شدهاند بقایای فراوانی از دنیای ماقبل تاریخ را در این جزیره کشف کنند و به این وسیله نقاط تاریک فراوانی را از گذشتههای دور روشن نمایند.
بزرگترین دایناسور
دیرینشناسان در گذشته تصور میکردهاند بزرگترین دایناسور گوشتخوار، دایناسور موسوم به تی رکس ویا دایناسورهای گوشتخوار دیگری که تا حدودی از تی رکس بزرگتر یا کوچکتر بودهاند، میباشند. اما اکنون بر این باورند که جد اعلای همه این دایناسورهای گوشتخوار، دایناسور عظیم الجثهای بوده که ابعاد بدنش به مراتب بزرگتر از تی رکس و دیگر دایناسورهای گوشتخوار بوده است.
دایناسور تازه کشف شده که آروارهای دراز و پشتی قوز کرده دارد اسپینوسوروس Spinosaurusنامگذاری شدهاست.
بررسی فسیلهای مربوط به این دایناسور نشان میدهد طول بدن این جانور به ۱۷متر بالغ میشده و دستهای آن به مراتب قدرتمندتر و بلندتر از دستهای اخلافش نظیر تی رکس T-rex بوده است.
تا ده سال پیش دیرین شناسان بر این باور بودند که تی رکس بزرگترین دایناسور گوشتخوار بودهاست.از میان ۳۰نمونه فسیل این دایناسور که تاکنون کشف شده بزرگترین آن که در موزه تاریخ طبیعی شیکاگو نگاهداری میشود ۱۲/۸ متر طول دارد و محاسبات نشان میدهد که وزن بدن آن به ۶/۴تن میرسد. این دایناسور در حدود ۶۷میلیون سال قبل میزیسته.
چند سال قبل دیرین شناسان به نمونهای از یک دایناسور گوشتخوار برخورد کردند که از تیرکسها بزرگتر بودند. برای این دایناسورها نام "جیگانتوسوروس" انتخاب شد و بازسازی فسیلهای برجای مانده از این نوع جدید نشان داد که طول قامت آنها به ۱۳/۷متر بالغ میشده است.
این نوع دایناسورها ۱۰۰میلیون سال قبل در آمریکای جنوبی زندگی میکردند.
همزمان با این نوع دایناسورها دو نوع دایناسور گوشتخوار دیگر در دو قاره دیگر حضور داشتند. دایناسوری که اندکی کوچکتر بود موسوم به کارکارودانتو سوروس در افریقا زندگی میکرد و دایناسور دیگری به نام آکناتوسوروس که در آمریکای شمالی میزیست.
این هر سه دایناسور از اخلاف دایناسوری موسوم به آلوسوروس بودهاند که بین ۹تا ۱۲متر طول داشت و حدود ۱۵۰میلیون سال قبل در آمریکای شمالی زندگی میکرد.
اما اسپینوسوروس جد اعلای همه این دایناسورها به شمار میآید. نخستین نمونههای فسیل این جانور در سال ۱۹۱۲به وسیله یک دیرین شناس آلمانی به نام ارنست استرومر کشف شد. وی نشان داد که این دایناسور پوزهای دراز و بر روی ستون فقراتش تیغههای بلند استخوانی قرار داشته است. اما همه تحقیقات جامع این پژوهشگر که در موزه مونیخ نگاهداری میشد در هنگام بمباران این شهر به وسیله متفقین در سال ۱۹۴۴به کلی نابود شد.
از آن زمان تاکنون همه آنچه که در مورد دایناسورها کشف شده مربوط به دایناسورهای کوچکتر بوده و در مواردی نیز نمونههای پراکندهای از استخوانهای اسپینوسوروس نیز به دست آمده است.
اما اکنون بررسی دوباره دو استخوان برجای مانده از اسپینوسوروس مشخص ساخته که نتایجی که در گذشته در مورد این دایناسور به دست آمده بود دقیق بوده است.
اسپینوسوروس همراه با کارکارودانتو سوروس در حدود ۱۰۰میلیون سال قبل در افریقا زندگی میکرده و همانند تی رکس و جیاگونتوسوروس بر روی دو پا حرکت میکرده است. پرندگان کنونی از اخلاف همین دایناسورها هستند. اسپینوسوروسها دهانی شبیه سوسمارها داشتهاند و شکار را با حرکت ارهای دندانهای خود از پا در میآوردهاند. شواهد موجود حکایت از آن دارد که این دایناسورها بیشتر از ماهی ها تغذیه میکردهاند و بازوهای این دایناسورها از قدرت کافی برای شکار کردن برخوردار بوده است. این ویژگیها با ویژگیهای تی رکس و جیاگونتوسوروس تفاوت دارد.
دستهای این دو دایناسور کوچک بود. دندانهای تی رکس نیز به جای حرکت اره مانند به صورت پتک وار و پرسی شکار را بین دندان و فک خرد میکرده است.
جیاگونتو سوروسها دارای جمجمه کشیدهتری بودهاند و دندانههای تیغه مانند آنها گوشت شکار را قطعه قطعه میکرده است.
ميليونها سال قبل، مدتها پيش از آن كه بشري روي زمين باشد، دايناسورها وجود داشتند. دايناسورها، يكي از انواع خزندگان ماقبل تاريخ هستند كه در دوران مزوزوييك، عصر خزندگان، مي زيستند
دايناسورها جزء خزندگان بوده و اكثر آنها، از طريق تخم گذاري توليد مثل مي كرده اند. هيچيك از دايناسورها پرواز نمي كرده اند و هيچكدام از آنها در آب زندگي نمي كرده اند. بزرگترين دايناسورها، بيش از 100فوت(30متر) طول و بيش از50 فوت(15 متر) ارتفاع داشته اند(مانند آرژنتينوزاروس، سيزموزاروس، الترازاروس، براكيوزاروس و سوپرزاروس). كوچكترين دايناسور، كومپوزوگناتوس (Compsognathus )، به اندازه يك جوجه بوده است. اندازه اكثر دايناسورها، .بين اين دو حد بوده است.
ساروپودهاي(sauropodomorpha) گياه خوار، بزرگترين موجوداتي هستند كه تاكنون روي زمين مي زيسته اند اما نهنگهاي آبي، از همه انواع دايناسورها، سنگينتر هستند! تصور اينكه دايناسورها چه صدايي داشته اند، رفتار و حركات آنها چگونه بوده است، چگونه جفتگيري مي كرده اند، چه رنگي بوده ان، و يا حتي تعيين اينكه فسيل آنها نر است يا ماده، بسيار مشكل مي باشد.
هيچ كس نمي داند كه دايناسورها چه رنگي بوده اند يا نقش و نگار بدن آنها چگونه بوده است.
در زمانهاي مختلف، انواع مختلفي ازدايناسورها زندگي مي كرده اند:
بعضي از آنها روي دو پا راه مي رفته اند(اين دايناسورها، دوپا بودند)، بعضي روي چهار پا راه مي رفتند(اين دايناسورها، چهارپا بودند). بعضي از آنها هم مي توانستند روي دو پا راه بروند و هم روي چهار پا.
در زنجيره تكامل مخلوقات، پرندگان از تروپودها (درومائوزاريدها) به وجود آمده اند، سينوزاروپتريكس نخستين دايناسور پرنده مانند است.
بعضي از دايناسورها بسيار سريع حركت مي كردند(مانند ولوسيراپاتور_ Velociraptor)، بعضي از آنها بسيار كند و سنگين حركت مي كردند(مانند آنكيلوساروس_ Ankylosaurus).
بعضي از دايناسورها، زره داشتند، بعضي شاخدار بودند بعضي هم يال، ميخ يا زوائد ديگري داشتند. پوست بعضي از دايناسورها، بسيار ضخيم و ناهموار بود در حاليكه بعضي ديگر از دايناسورها، پرهاي اوليه اي داشتند.اكثر دايناسورها، گياهخوار بودند(كه گياهخوار ناميده مي شوند). مثلا تريسراتوپس، دايناسوري گياهخوار بود.بعضي از دايناسورها، گوشتخوار بودند(كه گوشتخوار ناميده مي شوند).مثلا تي ركس(T_rex) ، دايناسوري گوشتخوار بود.دايناسورها، در طي دوران مزوزوييك، حدود 165 ميليون سال بر زمين حكمفرمايي كردند، اما 65 ميليون سال قبل، به طور مرموزي منقرض شدند. ديرينه شناسان، با مطالعه بقاياي فسيلي آنها، درباره دنياي ماقبل تاريخ به يافته هاي حيرت انگيزي رسيده اند.هنگامي كه دايناسورها مي زيستند، قاره هاي زمين همه دركنارهم به صورت يك ابرقاره بزرگ بودند كه پانگه آ ، ناميده مي شود. به علاوه هواي زمين هم بسيار گرمتر از حال حاضر بود. دايناسورها، حدود 65 ميليون سال قبل، در انتهاي دوره كرتاسه، كه فعاليتهاي آتشفشاني و زمين ساختي متعددي رخ داد، منقرض شدند. در مورد انقراض دايناسورها، نظريات مختلفي وجود دارد. اكثر دانشمندان اين نظريه را قبول دارند كه برخورد يك شهابسنگ آسماني، باعث تغييرات شديد آب و هوايي شده است و دايناسورها نتوانسته اند خود را با شرايط جديد وفق دهند . دايناسورها، 65 ميليون سال قبل، به علت تغييرات شديد زيست محيطي، كه ناشي از برخورد يك شهابسنگ به زمين بود، منقرض شدند.
احتمالا پرندگان امروزي، باقيمانده دايناسورها هستند. تمام چيزي كه از دايناسورها باقي مانده فسيلهاي آنهاست و احتمالا پرندگان. فسيلهاي دايناسورها، در همه جاي دنيا وجود دارند، حتي ممكن است يكي از فسيلهاي آنها در نزديكي جايي باشد كه شما زندگي مي كنيد! بعضي از دايناسورها، بسيار شبيه پرندگان امروزي بودند و ممكن است دايناسورها اجداد پرندگان امروزي باشند.
اگرچه فسيلهاي دايناسورها،حداقل از سال 1818 كشف و مورد بررسي قرار گرفته اند، اما نام دايناسور (دينوس به معني وحشتناك و ساروس به معني سوسمار است)، در سال 1842، توسط كالبدشناس انگليسي سر ريچارد اوون، به اين موجودات داده شد. در آن زمان تنها سه نوع دايناسور مگالوزاروس، ايگوانودون و هيلائوزاروس شناسايي شده بود كه دايناسورهاي بسيار بزرگي بودند.
قديميترين دايناسور شناسايي شده، اوراپتور است كه دايناسوري گوشتخوار بوده و 228 ميليون سال قبل مي زيسته است. تا كنون، حدود 500 جنس و تعداد خيلي بيشتري گونه از دايناسور شناسايي شده است. تقريبا چند ماه يكبار(گاهي اوقات چند هفته يك بار) فسيل جديدي از زير خاك بيرون مي آيد.
آیا دایناسورها در گله زندگی می کردند؟
به نظر می رسد که بعضی از گونه های دایناسورها در گله ها زندگی می کرده اند. این موضوع به وسیله شواهد فسیلی اثبات شده است. این شواهد عبارت است از:
-بسیاری از فسیل های دایناسورها با هم پیدا شده اند. یعنی انبار بزرگی از استخوان های یک گونه در یک منطقه پیدا شده است.
-ردپاهای فسیل شده بسیاری از دایناسورها که باهم سفر می کردند به دست آمده است.
-گروه های بزرگی از آشیانه های فسیل شده دایناسورها باهم در یک جا پیدا شده اند.
بعضی از دایناسورها ممکن است برای حفاظت از خود با هم، هم گروه شده باشند (مثل هایپسیلوفودون Hypsilophodon) و بعضی ممکن است به خاطر شکار مؤثرتر با هم همکاری می کرده اند (مثل ولوسیراپتور Velociraptor). همچنین حدس زده می شود که وجود جمعیت ها برای حرکت های مهاجرت فصلی برای غذا لازم بوده است.
بعضی از گروه های دایناسورها ممکن است به طور موقتی تشکیل می شده اند. به هرحال معلوم است که دایناسورها در زمین هایی که غذای زیادی داشته اند به طور زودگذر جمع می شده اند.
گله ها- امنیت در تعداد است
بسیاری از دایناسورهای گیاهخوار با هم در داخل گله سفر می کردند، تغذیه می کردند و شاید آشیانه می ساختند و با هم مهاجرت می کردند. فایده جمع شدن در گله ها در ابتدا حفاظت در مقابل حیوانات گوشت خوار بود.
شاید بسیاری از سوروپودها sauropods در گله ها باهم حرکت می کردند، این را ردپاهای گوناگون (ردپاهای فسیل شده) نشان می دهد. همچنین ردپاها دلالت دارند بر این که سوروپودهای جوان برای حفاظت به سمت مرکز گله می رفتند.
گروهی از حدود 100 فسیل استیراکوسوروس Styracosaurus که در آریزونای آمریکا پیدا شده، نشان می دهد که این دایناسورها در گله ها سفر می کرده اند. گروه های پروتوکراتو Protoceratops هم پیدا شده اند. بقیه کراتوپسین ها ceratopsians، مثل تریکراتوپ ها هم ممکن است در گله ها سفر می کرده اند.
همچنین فسیل های میاسورا Maiasaura، در یک گروه عظیم تشکیل شده از حدود 10000 حیوان پیدا شده اند. این بر رفتار گله ای دلالت دارد. این میاسوراها در خاکسترهای آتشفشانی در امتداد یک دسته از لانه ها و تخم ها دفن شده اند. بقیه منقار اردکی ها مثل پاراسورولوفاس Parasaurolophus هم ممکن است برای لانه، یافتن غذا و حتی مهاجرت در گله ها جمع می شده اند.
یک گروه از حدود 20 فسیل هایپسایلوفودون Hypsilophodon باهم در جزیره وایت (یک جزیره انگلیس جنوبی) از زمین بیرون آورده شده اند.
چند صد اسکلت فسیل سئولوفایسیس Coelophysis هم در آریزونا، نیومکزیکو و یوتا پیدا شده است. هم بزرگسالان و هم نوجوانان این دایناسور گوشتخوار پیدا شده اند.
دایناسورهای دیگری که ممکن است در گروه ها به طور گروهی زندگی کرده باشند اورنایتومیموس Ornithomimus و درایوسوروس Dryosaurus هستند.
گله ها بهتر شکار می کنند
بعضی از دایناسورهای گوشتخوار ممکن است در گله ها شکار می کرده اند. آنها نیرویشان را باهم یکی می کردند تا شکار خیلی بزرگی را بکشند.
ممکن است ولوکارپتور Velociraptor مرگبار و باهوش هم به صورت گله ای شکار می کرده و حتی حیوانات خیلی بزرگ را شکار می کرده.
درومئوسوریدهاDromeosaurids (باهوش ترین دایناسورها)، مثل دینونایچاس Deinonychus هم ممکن است در گله های مرگبار شکار می کرده اند، آنها حتی به سوروپودهای عظیم الجثه و انکیلوسوریدها هم باهم حمله می کرده اند.
شكل، اندازه و سرعت يك دايناسور، به شيوهي زندگي آن مربوط ميشود. دايناسورهاي گوشتخوار بايد تند ميدويدند تا بتوانند شكار را بيدرنگ به دندان بگيرند. آنها روي پاهاي عقبي قدرتمندشان ميدويدند و از دمشان براي حفظ تعادل استفاده ميكردند.
اما دايناسورهاي گياهخوار، كه پيكر بزرگي داشتند، نميتوانستند تند بدوند. آنها نياز نداشتند جانور ديگري را شكار كنند و پيكر بسيار بزرگشان نيز باعث ميشد هر جانوري نتواند آنها را شكار كند. بياييد دربارهي سرعت دايناسورها بيشتر بياموزيم.
سرعت يك دايناسور را چگونه اندازه ميگيرند؟
پژوهشگراني كه درباره دايناسورها پژوهش ميكنند، سرعت آنها را از فاصلهي بين جاپاهاي فسيل شدهي آنها و طول پاهاي آنها به دست ميآورند. هرچه فاصلهي بين جاپاهاي يك دايناسور بيشتر باشد، آن دايناسور تندتر حركت ميكرده است. اگر جاپاها به هم نزديك باشند، به احتمال زياد آن دايناسور كند حركت ميكرده است.
كدام دايناسور از همه تندتربوده است؟
دايناسورهاي شترمرغمانند، كه استراتيوميموس نام دارند، تندترين بودند.آنها پوشش زرهمانند و شاخهاي حفاظتي نداشتند و بنابراين بايد تند مي دويدند و فرار ميكردند تا جان خود را از دست ندهند. آنها به تندي اسب مسابقه بودند و سرعت شان به بيش از 50 كيلومتر در ساعت ميرسيد.
كدام دايناسور از همه كندتربوده است؟
دايناسوري مانند براكيوسوروس از همه كندتر بودند.آنها بيش از 50 تُن وزن داشتند؛ يعني آنقدر سنگين بودند كه نميتوانستند بدوند. بنايراين، با سرعت 10 كيلومتر بر ساعت گام برميداشتند. برخلاف دايناسورهاي كوچك، اين دايناسورها آنقدر بزرگ بودند كه نمي توانستند روي پاهاي عقبي خود بايستند.
جاپاي دايناسورها به ما چه ميگويد؟
جاپاهاي فسيل شدهي دايناسورها به ما مي گويند كه دايناسورها چگونه حركت ميكردند. برخي مانند ايگوانودون ها، روي هر چهار پا راه ميرفتند، اما روي پاهاي عقبي نيز ميتوانستند بدوند. جاپاهاي بزرگ سه بخشي دايناسوري به نام مگالوسوروس نشان ميدهد كه گوشتخوار بوده و هميشه روي پاهاي عقبي راه ميرفته است.
دايناسورها با چه سرعتي جابهجا ميشدند؟
دايناسورها درست مانند جانوران امروزي با سرعتهاي متفاوت جابهجا ميشدند. دايناسوري به نام تيرانوسوروس با سرعت 16 كيلومتر بر ساعت راه ميرفت، اما در هنگام خطر با سرعت بيشتري ميدويد. هايپسيلوفودون يكي از سريع ترين دايناسورها بود. اين دايناسور گياهخوار ميتوانست با سرعتي بيش از 50 كيلومتر بر ساعت از دست دشمنان خود فرار كند.
آپاتوسوروس، كه وزن آن به بيش از 40 تُن ميرسيد(يعني به اندازه هفت فيل)، با سرعت 10 تا 16 كيلومتر بر ساعت گام برميداشت. اگر اين دايناسور تلاش ميكرد كه بدود، پاهايش ميشكست. ترايسراتوپس، كه به اندازهي پنج كرگدن وزن داشت، مي توانست مانند كرگدنها با سرعت 25 كيلومتر بر ساعت بدود. شكارچيان اندكي خطر حمله به اين دايناسور را به جان ميخريدند(در تصوير زير، اين چهار نوع دايناسور از سمت راست به چپ نمايش داده شده اند).
انواع دایناسورها
تيرانازاروس ركس / Tyrannosaurus
تيرانازاروس ركس ( شاه مارمولك خونخوار) ، از معروف ترين انواع دايناسورها است . اين دايناسور حدود 90 تا 67 ميليون سال قبل مي زيسته است. اندازه او در حال ايستاده به بلندي 4 تا 6 متر و بطول 12 متر و به وزن 5 تن ( 5000 كيلوگرم ) بوده است . طول جمجمه اين جانور 5/1 متر بوده و داراي دست هاي بسيار كوتاه (1 متر) كه به دو انگشت ختم مي شده است . دهان اين دايناسور داراي آرواره 2/1 متري پر از دندان هاي وحشتناك و تيز به طول 15 تا 35 سانتيمتر بوده كه مثل خنجري كوچك عمل مي كرده است و مي توانسته در هر گاز 230 كيلوگرم گوشت را از بدن شكار خود جدا كند
تی-رکس مخوف بدون شک معروف ترين دايناسور جهان است. اما اين درنده شش تنی و 14 متری نسبت به ساير انواع دايناسورها خيلی دير پا به عرصه حيات گذاشت.
سر و کله تی-رکس تقريبا 70 ميليون سال قبل، کوتاه زمانی پيش از آنکه برخورد يک شهاب سنگ عظيم تمامی خزندگان عظيم الجثه را محو و نابود کند، در زمين پيدا شد.تاکنون پرسش های زيادی درباره اصل و نسب واقعی تی-رکس وجود داشته است. اما گويی گوانلانگ ووچای پاسخ هايی در اين مورد به دست می دهد.
دیرین شناسان تا چندین سال تصور میکردند تی. رکس ها (تیرانوزوروس رکس) که در مناطقی که امروز کانادا و آمریکا در آن هست، زندگی میکرده اند، سلطان گوشتخواران بوده اند. اما کشف جایگانوتوزوروس (Giganotosaurus) در آمریکای جنوبی، تی رکس را از نظر جثه در مقام پایین تری قرار داد. ( تی رکسها احتمالا با هوشتر بوده اند زیرا مغزشان حدود 50 درصد بزرگتر از جایگانتو ها بوده است.)
ديرينه شناسان آمريكايى نشان داده اند كه تى ركس جثه عظيم خود را طى فرايند رشد جهشى و طى زمان اندك ۴ سال به دست مى آورده است. اين دانشمندان با مطالعه مقاطع استخوان اين موجودات و شمارش حلقه هاى رشد سالانه با تخمين سن ۲۰ نمونه فسيلى از تى ركس نشان داده اند كه اين موجودات با افزودن روزانه ۲ كيلوگرم به وزن خود در بين سنين ۱۴ تا ۱۸ سالگى پيش از ورود به كهنسالى جثه تنومند خود را تكميل مى كرده اند. البته تيرانوسوروس ها هر چند سريع رشد مى كرده اند ولى برخلاف خزندگان امروزى عمر طولانى نداشته اند چرا كه براساس اين مطالعات كهنسال ترين فرد اين خانواده كه نمونه معروف به سو (Sue) است تنها ۲۸ سال زندگى كرده است.
اينکه چگونه اين دايناسورهای خوفناک در نهايت بر خشکی ها حاکم شدند سوالی است که کارشناسان به کشف آن اميد بسته اند.
تريسراتوپوس / TRICERATOPS
تريسراتوپوس ( سه شاخ وحشتناك ) در حدود 72 تا 65 ميليون سال قبل زندگي مي كرد. اين دايناسور به خاطر بدن مسلح مركب از سه شاخ بزرگ و تاجي بسيار بزرگ دور تا دور گردن به آساني شناخته مي شود. تريسراتوپوس بالغ طولي به اندازه 9 متر و بلندي 5/2 متر در شانه ها و وزني حدود 7000 كيلوگرم داشته است.علاوه بر هيكل بزرگ وپاهاي كلفت پر قدرت و وزن 8 تني ، اين حيوان داراي دو شاخ تهديد كننده در بالاي چشمان ، و شاخي بر روي بيني و سپري استخواني بر دور تا دور گردن بوده كه او را در مقابل خطرات ياري ميكرده است . اين حيوان گياه خوار بوده و هر يك از آرواره ها ي اين حيوان از 35 دندان تشكيل شده . اين دايناسور در دوران Cretaceous مي زيسته و از مهمترين دشمنان آن Tyrannosaurus بوده است .
آلکتروزاروس / ALECTROSAURUS
آلکتروزاروس(به معنی سوسمار آلکترا)، یک دایناسور گوشتخوار بزرگ ودوپا بود که در زمان کرتاسه پایانی، حدود 98 تا 88 میلیون سال پیش می زیست. این دایناسور ترو پودی بود که از خویشاوندان آرکس بود، اما بازوها وپنجه هایی بزرگتر وآرواره ای بسیارطویل تر همراه با دندانهای زیادی ذاشت. برخلاف بسیاری از تیرانو زاریدها جمجمه این دایناسور در قسمت فوقانی صاف بود. این دایناسور حدود 30-25 فوت (9-8متر) طول و5/1 تن وزن داشت. آلکتروزاروس پاهایی قدرتمند، بازوهایی کوچک ودمی نوک تیز و سفت داشت. اسکلت ناقص این دایناسور در صحرای گبی در مغولستان یافت شده است. آلکتروزاروس توسط گیلمور در سال 1993 نام گذاری شد. گونه خاص این جنس آلکتروزاروس اولسنی نام دارد.
نام علمی:آ- لک- ترو- زار- وس / A-LEC-TRO-SAUR-US
طول:8 متر
وزن:5,000 kg
زمان زندگی:74 میلیون سال پیش
|
+|
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 18:37  توسط رضا
|